مغالطه «بنجامین فرانکلین»؛ چرا وابستگی به سیا خیانت است، نه دیپلماسی؟





از اتحاد تا سرسپردگی؛ چگونه قیاس «انقلاب آمریکا» برای توجیه پول گرفتن از سیا، خیانت را تئوریزه می‌کند؟



مقدمه: توجیه خیانت با تاریخ‌سازی جعلی یکی از خطرناک‌ترین مغالطه‌های رایج در میان هواداران رضا پهلوی برای توجیه دریافت پول از سازمان سیا (CIA) و وابستگی به دولت‌های خارجی، استناد به کمک‌های فرانسه به آمریکا در جنگ‌های استقلال است. استدلال آن‌ها این است: «بنجامین فرانکلین هم از فرانسه کمک گرفت، پس رضا پهلوی هم حق دارد از آمریکا پول بگیرد.» این استدلال، یک قیاس مع‌الفارق (False Equivalence) و تحریف آشکار تاریخ برای قبح‌زدایی از مفهوم «مزدوری» (Clientelism) است.

۱. تفاوت بنیادین: 

اتحاد دولت‌ها در برابر استخدام مهره‌ها آنچه میان انقلابیون آمریکا و پادشاهی فرانسه رخ داد، یک «معاهده رسمی» (Treaty of Alliance 1778) میان دو قدرت بود. کنگره قاره‌ای آمریکا به عنوان یک نهاد سیاسی، به صورت شفاف و دیپلماتیک با فرانسه متحد شد. اما آنچه میان رضا پهلوی و سازمان سیا در دهه ۸۰ میلادی (و طبق اسناد افشا شده) رخ داد، یک «عملیات پنهان» (Covert Action) بود. تفاوت در چیست؟ در اتحاد، دو طرف منافع مشترک دارند اما «استقلال» خود را حفظ می‌کنند. اما وقتی یک سیاستمدار شخصاً در لیست حقوق‌بگیران (Payroll) یک سرویس جاسوسی قرار می‌گیرد (دریافت ۶ میلیون دلار به اضافه تجهیزات مخابراتی که در مقاله ای دیگر به ان پرداخته ام)، او دیگر یک متحد نیست؛ او یک «منبع» یا «دارایی» (Asset) است. رابطه سیا با رضا پهلوی، رابطه کارفرما و پیمانکار بود، نه رابطه دو دولت.


۲. سرنوشت شوم وابستگی

برای درک آینده‌ای که پهلوی با وابستگی به آمریکا ترسیم میکند، نباید به سال ۱۷۷۶ نگاه کرد؛ باید به تاریخ معاصر و جنگ سرد نگریست. دو مثال تاریخی برجسته وجود دارد که نشان می‌دهد چگونه تبدیل شدن اپوزیسیون به «ابزار سیاست خارجی» یک ابرقدرت، به فاجعه ملی ختم می‌شود:


مثال اول: کنتراها در نیکاراگوئه (The Contras): در دهه ۱۹۸۰ (همزمان با دریافت پول توسط پهلوی)، سازمان سیا گروهی از مخالفان دولت ساندینیستای نیکاراگوئه را تحت عنوان «کنتراها» سازماندهی و تامین مالی کرد. سیا نه تنها پول، بلکه سلاح و آموزش نظامی به آن‌ها داد (درست مانند فرستنده‌های تلویزیونی اهدایی به پهلوی). نتیجه چه شد؟ کنتراها به دلیل وابستگی مطلق به واشنگتن، هیچگاه نتوانستند حمایت توده مردم نیکاراگوئه را جلب کنند. آن‌ها به عنوان «ارتش اجاره‌ای یانکی‌ها» شناخته شدند. این وابستگی باعث شد که استراتژی آن‌ها نه بر اساس منافع ملی نیکاراگوئه، بلکه بر اساس تقویم سیاسی کاخ سفید تنظیم شود. سرانجام، آن‌ها نه تنها شکست اخلاقی خوردند، بلکه کشورشان را درگیر جنگ داخلی خونینی کردند که تنها برنده آن منافع ژئوپلیتیک آمریکا بود.



مثال دوم: بریگاد ۲۵۰۶ کوبا (خلیج خوک‌ها): مورد دیگر، اپوزیسیون کوبا در میامی بود که تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد سیا گذاشت. آن‌ها (بریگاد ۲۵۰۶) توسط سیا آموزش دیدند، تسلیح شدند و با پول سیا زندگی کردند. نتیجه چه شد؟ در عملیات خلیج خوک‌ها، وقتی کندی (رئیس‌جمهور آمریکا) تصمیم گرفت حمایت هوایی را قطع کند، آن‌ها در ساحل سلاخی شدند. درس تاریخی اینجاست: وقتی شما «Asset» یک سازمان جاسوسی هستید، شما «متحد» نیستید، بلکه «کارت بازی» هستید. کارت‌ها وقتی تاریخ مصرفشان تمام شود یا هزینه نگهداری‌شان بالا برود، سوخت می‌شوند.


۳. خیانت به حاکمیت ملی (Sovereignty)

پذیرش کمک مالی از یک دولت خارجی برای تغییر رژیم در داخل، طبق تمام تعاریف حقوق بین‌الملل و علوم سیاسی، نقض حاکمیت ملی است. بنجامین فرانکلین نماینده ملتی بود که می‌خواست متولد شود؛ اما رضا پهلوی مدعی نمایندگی ملتی (ایران) بود که هزاران سال تاریخ داشت. کسی که برای «آزادی» کشورش، استقلال تصمیم‌گیری خود را به دلارهای سیا می‌فروشد، در واقع «حاکمیت ملی» را پیش‌فروش کرده است. وقتی رضا پهلوی در سال ۱۹۸۶ فرستنده تلویزیونی سیا را با خود حمل می‌کرد تا روی آنتن تلویزیون ایران برود، در واقع داشت پیامی را مخابره می‌کرد که سخت‌افزارش، بودجه‌اش و تاییدش متعلق به لانگلی (مقر سیا) بود. این نامش «مبارزه» نیست؛ نامش در خوش‌بینانه‌ترین حالت «کارگزاری برای بیگانه» و در واقع‌بینانه‌ترین حالت «خیانت» است.


در نتیجه، قیاس رضا پهلوی با بنیان‌گذاران آمریکا، توهین به شعور تاریخی است. مسیری که پهلوی و مشاورانش رفتند، نه مسیر استقلال‌طلبی، بلکه مسیر «کنترا» شدن بود. تاریخ نشان داده است اپوزیسیونی که بند نافش به خزانه‌داری یک سرویس اطلاعاتی وصل باشد، شاید بتواند کودتا کند، اما هرگز نمی‌تواند «آزادی» و «دموکراسی» بیاورد؛ چرا که دموکراسی از لوله‌ی تفنگی که ماشه‌اش دست خارجی است، بیرون نمی‌آید.

Comments

Popular posts from this blog

چرا ترامپ احتمالا بازنده استراتژیک جنگ خواهد بود ؟