دکترین اقدامات فعال: از کا گ ب تا موساد
در مسائل ضدجاسوسی، تصادف معنایی ندارد و وقتی و احساسات سیاسی را کنار بگذاریم و با دیدی عینی به دادههای عملیاتی نگاه کنیم، الگوی پنهان به وضوح نمایان میشود. استراتژیهایی که امروز برای فروپاشی جوامع استفاده میشوند، اجرای بینقص یک دکترین کلاسیک اطلاعاتی هستند که در شوروی سابق ابداع شد. در ادامه، مکانیسم این عملیات را از جنگ سرد تا انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا و خاورمیانه امروز کالبدشکافی میکنیم.
۱. ریشهیابی «اقدامات فعال» (Active Measures) و مهندسی یک «دارایی غیرمستقیم» اصطلاح «اقدامات فعال» (در روسی: Aktivniye meropriyatiya) در دهه ۱۹۵۰ توسط سازمان اطلاعات شوروی (KGB) ابداع شد. برخلاف جاسوسی سنتی که ماهیتی «منفعل» دارد، اقدامات فعال یک جنگ سیاسی کاملا «تهاجمی» است. هدف، تسخیر خاک نیست، بلکه فلج کردن سیستم عصبی یک جامعه از درون از طریق اطلاعات نادرست، جعل، و تشدید شکافهای اجتماعی است تا جامعه هدف با دست خود، خودش را نابود کند.
برای درک قدرت این تاکتیک، به ترامپ در دهه ۸۰ میلادی نگاه کنید. در ژوئیه ۱۹۸۷، او به دعوت سفیر شوروی به مسکو سفر کرد. کِیجیبی پیشتر پروفایل روانشناختی او را تحلیل کرده بود: یک تاجر جاهطلب با ایگوی (Ego) متورم. آنها به جای استخدام کلاسیک، از استراتژی «تسلیحاتسازی از ایگو» استفاده کردند. با او مانند یک نابغه ژئوپلیتیک رفتار کردند و ایدههای ضد ناتو را در ذهن او کاشتند. تنها چند هفته بعد در سپتامبر ۱۹۸۷، ترامپ با پول شخصی خود حدود ۹۵ هزار دلار برای چاپ آگهی در نیویورک تایمز علیه ناتو هزینه کرد. او یک جاسوس حقوقبگیر نبود، بلکه با عملا به یک «دارایی غیرمستقیم» (Indirect Asset) تبدیل شده بود که داوطلبانه استراتژی کرملین را اجرا میکرد.
۲. مکانیسم دخالت در انتخابات ۲۰۱۶: کالبدشکافی گزارش مولر آنچه در سال ۲۰۱۶ رخ داد، نسخه دیجیتال و ارتقا یافتهی همان دکترین اقدامات فعال بود. گزارش رابرت مولر و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، دو بازوی اجرایی این عملیات را با جزئیات فنی اثبات کردند:
بازوی سایبری (GRU): اطلاعات نظامی روسیه (GRU) شبکههای کمیته ملی دموکراتها (DNC) را هک کرد و دادههای مسروقه را از طریق پروکسیهایی مانند «ویکیلیکس» شستشوی اطلاعاتی کرد تا به کمپین هیلاری کلینتون ضربه بزند.
بازوی جنگ روانی (IRA): آژانس تحقیقات اینترنتی (IRA) مستقر در سنپترزبورگ (با بودجه پروژه لاختا)، یک ارتش سایبری ایجاد کرد. آنها ربات نبودند؛ افسران جنگ روانی بودند که پروفایلهای جعلی آمریکایی (مانند Blacktivist یا Secured Borders) ساختند. آنها با خرید هزاران تبلیغ تارگتشده در فیسبوک و نفوذ به گروههای محلی، روی گسلهای نژادی و اجتماعی آمریکا دست گذاشتند. هدفشان سرکوب آرای اقلیتها و ایجاد نفرت متقابل بود. این یک عملیات کلاسیک برای قطبیسازی و بیثباتسازی جامعه بود که این بار از طریق الگوریتمهای دره سیلیکون (Silicon Valley) اجرا شد.
۳. مهندسی اجتماعی در ایران: نابودی اپوزیسیون مستقل و حاکمیت ملی امروز، با بررسی دقیق جریانهای رسانهای ده تا پانزده سال گذشته علیه ایران، متوجه میشویم که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل و شبکههای متحد آن (مانند ایران اینترنشنال و منوتو)، دقیقا از همان کاتالوگ عملیاتی IRA روسیه برای مهندسی افکار عمومی ایران استفاده کردهاند.
استراتژی این شبکهها و مزارع ترول (Troll Farms) وابسته به آنها، ایجاد یک دوقطبی مرگبار و کاذب است تا هرگونه منطقه خاکستری و اپوزیسیون مستقل را نابود کنند. ماشین جنگ روانی اسرائیل، جامعه ایران را به یک انتخاب باینری تقلیل میدهد:
یا شما یک «احمقِ ارزشی حامی رژیم» هستید.
یا باید حامی جنگ، تحریمهای فلجکننده، تجزیه کشور و مداخله نظامی خارجی علیه خاک خود باشید.
این یک اقدام فعال برای ترور شخصیتی و خفه کردن صدای هرگونه «اپوزیسیون مستقل، ملیگرا و معتقد به حاکمیت ملی» است. دستگاههای اطلاعاتی خارجی میدانند که یک اپوزیسیون ارگانیک که مخالف وابستگی باشد و نخواهد نقش عروسک خیمهشببازی را ایفا کند، بزرگترین تهدید ژئوپلیتیک برای آنهاست. بنابراین، مزارع ترول با تحریک هیجانات مخاطبان با ترس و خشم، ظرفیت پردازش منطقی جامعه را از کار میاندازند.
۴. مستندات مدل رضا پهلوی و شبکههای تامین مالی خارجی در حالی که ترامپ در ۱۹۸۷ یک دارایی غیرمستقیم بود، تحلیل دادههای عملیاتی و مالی نشان میدهد که رضا پهلوی دقیقا در جایگاه یک «عامل مستقیم» (Direct Agent) برای سرویسهای اطلاعاتی خارجی عمل میکند. این یک ادعای احساسی نیست، بلکه مبتنی بر مستندات و ردپای اطلاعاتی است:
تامین مالی تاریخی: طبق گزارش مستند باب وودوارد (روزنامهنگار تحقیقی سرشناس) در سال ۱۹۸۶، دولت رونالد ریگان رسماً به سازمان سیا (CIA) مجوز داد تا به گروههای تبعیدی ایرانی، از جمله شخص رضا پهلوی، کمک مالی مستقیم ارائه کند.
عملیات سایبری موساد (گزارشهای هآرتص و سیتیزن لب): تحقیقات اخیر روزنامه اسرائیلی هآرتص (Haaretz) و مرکز تحقیقاتی سیتیزن لب (Citizen Lab) کانادا، پرده از یکی از پیچیدهترین عملیاتهای سایبری موساد برداشت. این گزارشها مستندا ثابت کردند که حمایتهای ادعایی از رضا پهلوی در فضای مجازی، نتیجه یک کمپین عظیم سایبری توسط نهادهای امنیتی اسرائیل بوده است. موساد با استفاده از هوش مصنوعی و هزاران حساب کاربری جعلیِ فارسیزبان، توهم و سرابِ «پایگاه اجتماعی گسترده» را برای او مهندسی کرد تا او را به عنوان گزینه «تغییر رژیم» به جامعه قالب کند.
پمپاژ رسانهای او توسط اسرائیل و رسانههایی که بودجههای کلان خارجی دریافت میکنند، برای استقرار دموکراسی نیست. او به عنوان یک عامل مستقیم و یک کاتالیزور قطبیکننده استفاده میشود تا اپوزیسیون را چندپاره کند، جلوی شکلگیری رهبری مستقل را بگیرد و اطمینان حاصل کند که تنها جایگزین موجود، یک دولت دستنشانده و مطیعِ قدرتهای خارجی خواهد بود.
معماری مداخله اطلاعات نظامی روسیه در آمریکا (۲۰۱۶) و عملیات سایبری-رسانهای اسرائیل در ایران، کپی یکدیگر هستند. هر دو بر پایه بهرهبرداری از آسیبپذیریهای اجتماعی برای نابودی انسجام ملی بنا شدهاند. تا زمانی که نخبگان جامعه این دوقطبیسازیهای مصنوعی و مهرههای تحت حمایت بیگانگان را نه به عنوان «ناجی» بلکه به عنوان یک «سلاح ضدسیستمی جنگ روانی» نشناسند، حاکمیت ملی ایران همواره قربانی الگوریتمهای متخاصم خواهد بود.

Comments
Post a Comment