ایا ترامپ جمهوری اسلامی را فریب داده است؟



روند اتفاقات پس از جنگ

  • ۸ آوریل ۲۰۲۶: ساعاتی پس از اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا، اسرائیل با عملیات «تاریکی ابدی» (Operation Eternal Darkness) بیروت و جنوب لبنان را بمباران کرد. دست‌کم ۳۵۷ نفر کشته و بیش از ۱۲۰۰ نفر زخمی شدند. ایران تردد از تنگه هرمز را متوقف کرد.
  • ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶: تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد (MOU) در کاخ ورسای امضا شد. این سند صراحتاً «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه ها، از جمله لبنان» را شامل می‌شد.
  • ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶: تنگه هرمز بازگشایی شد و محاصرهٔ دریایی آمریکا لغو شد.
  • ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶: ترامپ آتش‌بس جدید میان اسرائیل و حزب‌الله را اعلام کرد. با این حال، اسرائیل حملات خود به جنوب لبنان را ادامه داد.
  • ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶: ایران با استناد به حملات اسرائیل در لبنان — که نقض صریح تفاهم‌نامهٔ ۱۷ ژوئن بود — تنگه هرمز را دوباره بست.
  • ۲۰–۲۶ ژوئن ۲۰۲۶: کشتی‌ها با خاموش کردن سیستم شناسایی خودکار (AIS) و عبور از مسیر ساحلی عمان، از کنترل ایران گریختند. مرکز اطلاعات دریایی مشترک (JMIC) تحت نظارت نیروی دریایی آمریکا، مسیر عمان را گسترش داد.
  • ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶: ترامپ ایران را به نقض آتش‌بس متهم کرد و آمریکا تأسیسات موشکی و پهپادی و ایستگاه‌های راداری ساحلی ایران را هدف قرار داد.
  • ۶ ژوئیه ۲۰۲۶: (بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای) آمریکا تحریم‌های نفتی جدیدی علیه ایران وضع کرد و مسیر لغو تحریم‌های اقتصادی که بخشی از تفاهم‌نامهٔ ژوئن بود را معکوس کرد.
  • ۷ ژوئیه ۲۰۲۶: (بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای) سپاه پاسداران به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز حمله کرد.
  • ۸ ژوئیه ۲۰۲۶: (بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای) ترامپ اعلام کرد آتش‌بس «تمام شده» و نیروهای آمریکایی بیش از ۸۰ هدف نظامی در ایران را بمباران کردند.


ایا شاهد فریب استراتژیک ایران بوده ایم؟


بر اساس این توالی، یک الگوی روشن قابل مشاهده است:

مرحلهٔ اول: آمریکا با تفاهم‌نامهٔ ژوئن، ایران را متقاعد به بازگشایی تنگه کرد. تنگه باز شد. نفت جریان یافت. قیمت‌ها افت کردند. آمریکا و متحدانش فرصت یافتند ذخایر استراتژیک خود را به مدت کوتاهی دوباره پر کنند و فشار روی بازارهای جهانی کاسته شد.

مرحلهٔ دوم: اسرائیل با ادامهٔ حملات به لبنان، تفاهم‌نامه را نقض کرد. این به ایران بهانه داد که تنگه را دوباره ببندد، اما آمریکا به جای فشار بر اسرائیل برای توقف حملات، مسیر جایگزین عمان را گسترش داد و کشتی‌ها را از کنترل ایران دور زد.


مرحلهٔ سوم: با باز بودن تنگه (حتی اگر تحت کنترل ناقص ایران)، فشار اقتصادی جهانی کاهش یافت. آمریکا در ۶ ژوئیه تحریم‌های جدیدی وضع کرد،  یعنی پس از آنکه هدف کوتاه‌مدت خود (باز شدن تنگه و کاهش قیمت نفت) را تأمین کرد، به تعهدات اقتصادی تفاهم‌نامه پشت کرد. در ضمن ورود نفت ایران در بازار به کاهش قیمت جهانی نفت نیز کمک کرد.


مرحلهٔ چهارم: ایران که اهرم تنگه را از دست داده بود (چه از طریق بازگشایی رسمی و چه از طریق دور زدن کشتی‌ها)، با حمله به کشتی‌ها در ۷ ژوئیه واکنش نشان داد. آمریکا از این حملات به عنوان بهانه‌ای برای خروج کامل از آتش‌بس و بمباران گسترده در ۸ ژوئیه استفاده کرد.



تله‌ای برای ایران؟


ایران در یک بن‌بست قرار گرفته است:


اگر تنگه را بسته نگه دارد: آمریکا مسیر عمان را توسعه می‌دهد و ایران منزوی می‌شود. جمهوری اسلامی نتوانسته است دوباره تنگه هرمز را به صورت کامل ببندد.
اگر تنگه را باز کند: آمریکا ذخایر خود را پر می‌کند و سپس تحریم‌ها را حفظ یا تشدید می‌کند.
اگر به کشتی‌ها حمله کند: بهانه‌ای برای بمباران‌های گسترده‌تر فراهم می‌آورد.
اگر واکنش نشان ندهد: تخریب زیرساخت‌های نظامی ادامه می‌یابد و قابلیت بازدارندگی ایران رو به زوال می‌رود.


سپاه پاسداران تاکنون واکنش‌هایی پراکنده و بدون هماهنگی استراتژیک نشان داده: موشک‌پراکنی به کویت و بحرین، حملات پهپادی، و بیانیه‌های تندروانه. این واکنش‌ها نه تنها بازدارنده نیست، بلکه بهانه‌ای برای تشدید حملات آمریکا فراهم می‌کند.

پیامدها


این روند، اگر ادامه یابد، به یک جنگ فرسایشی منجر می‌شود که در آن:


  • ایران زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی خود را به‌تدریج از دست می‌دهد.

  • آمریکا با هزینهٔ سیاسی و اقتصادی کمتری (به‌لطف باز بودن تنگه و ذخایر پرشده) به بمباران ادامه می‌دهد.

  • اقتصاد جهانی در کوتاه‌مدت از شوک نفتی در امان می‌ماند، اما در بلندمدت بی‌اعتمادی به تضمین‌های آمریکا در خلیج فارس تشدید می‌شود.


منابع کلیدی:



Comments

Popular posts from this blog

چرا ترامپ احتمالا بازنده استراتژیک جنگ خواهد بود ؟